محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

763

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سليط گويد : اسيران ما كه آن روز در سپاه پارسيان بودند گفتند وقتى دو گروه روبرو شد و بكر راه فرار گرفت . گفتيم قصد آب دارند و چون سيلابگاه را طى كردند و به سوى ديگر رسيدند و از آبگاه گذشتند ، گفتيم اين فرار است . و اين در گرماى نيمروز بود و روزى بسيار گرم بود و گروه بنى عجل بيامدند و گوئى دسته نى بودند و يكى پس و پيش نبود و با قوم بياميختند و همديگر را تشجيع كردند و حمله بردند و ريسمانها بينداختند كه به جا افتاد و دستها بكشيدند و پس آمدند و پارسيان راميان مسيل ذو قار بكشتند تا به راحضه رسيدند . فراس گويد : شنيدم كه به دنبال پارسيان بودند و به غنيمت و چيزى ننگريستند تا در ادم به نزديك ذو قار همديگر را بديدند از بنى عجل سى سوار بود از ديگر تيره هاى بنى بكر شصت سوار بود و حنظلة بن ثعلبه ، جلابزين را بكشت و شاعران عرب دربارهء جنگ ذو قار اشعار بسيار گفتند . 211 ) سخن از عاملانى كه پس از عمرو بن هند از جانب ملوك پارسيان بر مرز عرب بودند پيش از اين پادشاهان آل نصر بن ربيعه را كه تا به هنگام مرگ عمرو بن هند از جانب ملوك پارسيان بر مرز عرب بودند ياد كرديم و مدت حكومت هر يكيشان را بگفتيم و اكنون نام شاهان اين خاندان را تا به هنگام شاهى نعمان بن منذر بگوييم : پس از عمرو بن هند برادرش قابوسر بن منذر به شاهى رسيد و مادر قابوس هند دختر حارث بن عمرو بود و چهار سال پادشاهى كرد كه هشت ماه به دوران انوشيروان بود و سه سال و چهار ماه به دوران هرمز پسر انوشيروان بود . پس از قابوس بن منذر ، سهرب به پادشاهى رسيد . پس از او منذر ابو النعمان بن منذر چهار سال پادشاهى كرد . پس از او نعمان منذر ابو قابوس بيست و دو سال پادشاهى كرد : هفت سال و